<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>شناخت پژوهی مطالعات سیاسی</title>
    <link>https://www.cogrps.ir/</link>
    <description>شناخت پژوهی مطالعات سیاسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل نقش هوش مصنوعی در استراتژی دفاعی و پیامدهای آن برای امنیت ملی و جهانی (مطالعه موردی چین، روسیه و آمریکا)</title>
      <link>https://www.cogrps.ir/article_231714.html</link>
      <description>همگرایی فناوری هوش مصنوعی با حوزه دفاع و امنیت، در حال دگرگونی بنیادین معادلات قدرت و ماهیت تهدیدات در نظام بین‌الملل است. این پژوهش با هدف &amp;amp;laquo;تحلیل نقش هوش مصنوعی در استراتژی‌های دفاعی و پیامدهای آن برای امنیت ملی و جهانی&amp;amp;raquo; و با تمرکز بر سه بازیگر اصلی این عرصه، یعنی ایالات‌متحده، روسیه و چین انجام شده است. پرسش محوری مقاله این است: &amp;amp;laquo;بهره‌گیری از هوش مصنوعی در استراتژی دفاعی قدرت‌های بزرگ چه پیامدهایی برای امنیت ملی آنان و امنیت بین‌الملل دارد؟&amp;amp;raquo;. این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی و در چارچوب نظری مکتب کپنهاگ انجام شده است. روش پژوهش، کیفی است و داده‌های مورد نیاز به روش کتابخانه‌ای و از طریق واکاوی اسناد راهبردی دولتی، مقالات علمی معتبر و گزارش‌های تحلیلی مراکز مطالعاتی بین‌المللی گردآوری و با تکنیک تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفته‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اگر چه هوش مصنوعی به‌عنوان یک &amp;amp;laquo;قدرت&amp;amp;shy;افزای راهبردی&amp;amp;raquo; به کشورها در تقویت امنیت نظامی و اقتصادی کمک می‌کند، اما در سطح کلان، پیامدهای بی‌ثبات‌کننده‌ای را دامن می‌زند. مهم‌ترین این پیامدها شامل &amp;amp;laquo;تشدید رقابت تسلیحاتی و کاهش آستانه هسته‌ای&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تضعیف ثبات استراتژیک&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ایجاد تهدیدات وجودی برای امنیت انسانی&amp;amp;raquo; از یک&amp;amp;shy;سو، و &amp;amp;laquo;تقویت سوگیری‌های الگوریتمی و تهدید امنیت اجتماعی&amp;amp;raquo; در سطح ملی از سوی دیگر است. نتیجه کلی حاکی از آن است که بهره‌گیری فزاینده از هوش مصنوعی در عرصه دفاع، بدون ایجاد چارچوب‌های حکمرانی و حقوقی بین‌المللی، می‌تواند امنیت جهانی را در معرض ریسک‌های غیرقابل پیش‌بینی قرار دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مسئولیت دولت‌ها در مدیریت جنگ اطلاعاتی در دوران گذار به نظم چندقطبی: چالش‌ها و الزامات</title>
      <link>https://www.cogrps.ir/article_234319.html</link>
      <description>در دوران گذار از نظم تک‌قطبی به نظم چندقطبی، جنگ اطلاعاتی به‌عنوان یکی از تهدیدات نوظهور، امنیت ملی و انسجام اجتماعی دولت‌ها را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی مسئولیت دولت‌ها در مدیریت جنگ اطلاعاتی در بستر تحولات ساختاری نظام بین‌الملل است. هدف آن، تبیین الزامات و راهبردهای دولت‌ها برای مقابله مؤثر با جنگ اطلاعاتی در سه سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی می‌باشد. سؤال اصلی تحقیق این است که &amp;amp;laquo;مسئولیت دولت‌ها در مواجهه با جنگ اطلاعاتی در دوران گذار از نظم تک‌قطبی به چندقطبی چیست و چگونه قابل تحقق است؟&amp;amp;raquo; فرضیه پژوهش بر این مبنا استوار است که ضعف نهادهای بین‌المللی، رقابت قدرت‌های بزرگ و تکثر بازیگران غیردولتی اطلاعاتی، موجب کاهش اثربخشی دولت‌ها در مدیریت جنگ اطلاعاتی می‌شود، مگر آن‌که اقدامات مشخصی در حوزه حکمرانی سایبری، همکاری منطقه‌ای و ارتقاء سواد اطلاعاتی شهروندان صورت گیرد. رویکرد توصیفی- تحلیلی است و با بهره‌گیری از چارچوب نظری امنیت سایبری و رئالیسم ساختاری، به تحلیل تطبیقی تجارب اوکراین، ایران و ایالات متحده پرداخته شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که دولت‌هایی که در سه حوزه مذکور سرمایه‌گذاری راهبردی داشته‌اند، توانسته‌اند تا حدی در برابر موج‌های اطلاعاتی خصمانه مقاومت کنند. این پژوهش بر ضرورت تدوین راهبردهای ملی فراگیر و مشارکت‌جویانه برای بازتعریف نقش دولت‌ها در عصر جنگ شناختی تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ژئوپلیتیک جنگ سایبری و راهبردهای امنیتی رژیم صهیونیستی و جمهوری اسلامی ایران: تحلیل تقابل و بازدارندگی سایبری (2025-2010)</title>
      <link>https://www.cogrps.ir/article_231401.html</link>
      <description>فضای سایبر به‌عنوان بستر اصلی تبادل و گردش اطلاعات به عنوان &amp;amp;laquo;پنجمین میدان جنگ&amp;amp;raquo; پس از دریا، زمین، هوا و فضا نامیده‌اند. برخی کارشناسان بر این باورند که جنگ در فضای سایبر می‌تواند به سمتی پیش برود که در کوتاه‌ترین زمان ممکن، سامانه‌های کنترلی یک کشور یا حتی چند کشور به‌طور کامل از دست دولت‌های آن خارج شود. در چنین شرایطی، جهان مدرن ظرف چند ثانیه از حرکت و پویایی بازمی‌ایستد و فاجعه‌ای به‌مراتب مصیبت‌بارتر از یک جنگ هسته‌ای رقم خواهد خورد. این مقاله با مطالعه تحولات دکترین امنیتی-دفاعی رژیم صهیونیستی و ج.ا.ایران به‌دنبال فهم چارچوب‌مند ظرفیت&amp;amp;shy;‌های سایبری در شکل‌دهی به راهبرد بازدارندگی نوین آن در مقابله با تهدیدات داخلی و خارجی است. از این‌رو سؤال پژوهش این‌گونه مطرح می&amp;amp;shy;‌شود که ژئوپلیتیک جنگ سایبری در غرب آسیا چگونه بر راهبردهای امنیتی رژیم صهیونیستی در قبال جمهوری اسلامی ایران اثر گذاشته و متقابلاً چه نقشی برای ایران در تقابل و بازدارندگی سایبری علیه این رژیم قابل شناسایی است؟ بر این اساس فرضیه پژوهش چنین مطرح می‌شود که رژیم صهیونیستی با توجه به محدودیت‌های ژئوپلیتیکی و تهدیدات امنیتی ناشی از قدرت‌یابی ایران، جنگ سایبری را به‌عنوان یکی از &amp;amp;nbsp;ابزارهای اصلی مهار امنیتی ایران به‌کار گرفته است؛ اما در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با توسعه ظرفیت‌های بومی و بهره‌گیری از توان بازدارندگی سایبری، توانسته بخشی از این فشارها را خنثی کرده و به بازیگری فعال در بازتعریف موازنه قدرت سایبری و امنیتی غرب آسیا تبدیل شود. پژوهش پیش‌&amp;amp;shy;رو مبتنی بر روش کیفی با رویکرد توصیفی- تحلیلی است که از طریق گردآوری داده‌&amp;amp;shy;ها به صورت اسنادی، کتابخانه‌&amp;amp;shy;ای به اجرا درمی‌&amp;amp;shy;آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری نظام‌مند بر ابعاد و ویژگی‌های جنگ شناختی در عصر حاضر</title>
      <link>https://www.cogrps.ir/article_231554.html</link>
      <description>جنگ شناختی به‌عنوان ابزاری استراتژیک، با بهره‌گیری از رسانه‌ها و فناوری‌های نوین، می‌کوشد تا ادراک، باور و احساسات عمومی را تحت تأثیر قرار دهد و جهت‌گیری فکری جامعه را هدایت کند. این نوع جنگ، عرصه‌ای نرم اما مؤثر برای تسلط بر ذهن‌ها و شکل‌دهی به افکار عمومی است. از این‌رو، پژوهش حاضر مروری نظام‌مند بر ابعاد و ویژگی‌های جنگ شناختی در عصر حاضر و ارائه مدل توسعه‌یافته در این حوزه است. این پژوهش از نظر هدف توسعه‌ای و از حیث روش، مرور ادبیات نظام‌مند است. جامعه آماری شامل تحقیقات انجام‌شده (مقالات فارسی) با موضوع جنگ‌شناختی در بازه‌ی زمانی سال‌های 1395 تا 1404 است. در نهایت با جستجو در پایگاه‌های مختلف علمی، تعداد 30 مقاله شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفت و برای بررسی عمیق انتخاب شدند. یافته‌های پژوهش در قالب دو سؤال اساسی ارائه و تشریح شد. با ترکیب سؤالات، پاسخ‌ها و مؤلفه‌های به‌دست آمده از تجزیه‌وتحلیل یافته‌ها، الگویی کلی در قالب یک شکل جامع‌تر، به‌دست آمد که ابعاد و مؤلفه‌های آن شامل دیدگاه‌های جنگ شناختی (اهداف و راهبردهای جنگ شناختی، ابزار مقابله با جنگ شناختی)، رسانه و جنگ شناختی (سواد رسانه‌ای، سواد رسانه‌های نوین، رسانه‌های دیجیتال، راهبرد مقابله‌ای)، علم و فناوری و جنگ شناختی (فرصت‌های هوشمندسازی، تولیدات علمی، آینده پژوهی)، نظام‌های اجتماعی و اقتصادی، فلسفه جنگ شناختی (موجودیت، ساخت و معماری، اهداف جنگ شناختی، مفهوم شناسی جنگ شناختی، کارکرد جنگ شناختی، راهبردها در جنگ شناختی) و سرمایه انسانی و جنگ شناختی (اهمیت سرمایه انسانی، آموزش کارکنان، انگیزش شغلی، رضایت شغلی، تعهد سازمانی) می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تکنیک‌های جنگ شناختی رسانه‌ای ایران اینترنشنال و آکسیوس علیه جمهوری اسلامی ایران (قبل، حین و بعد از جنگ 12 روزه)</title>
      <link>https://www.cogrps.ir/article_234092.html</link>
      <description>این مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و چارچوب نظریه برجسته‌سازی، به بررسی تکنیک‌های جنگ شناختی رسانه‌های ایران‌اینترنشنال و آکسیوس در بازه درگیری ژوئن ۲۰۲۵ رژیم صهیونیستی و ایران (قبل، حین و بعد از جنگ) می‌پردازد. در واقع این تحقیق بررسی می‌کند که چگونه این دو رسانه، با مخاطبان هدف مربوطه خود، روایت‌ها را شکل داده و بر درک عمومی تأثیر گذاشته‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد رسانه ایران اینترنشنال با برجسته کردن نارضایتی‌های داخلی، آسیب‌پذیری‌های اقتصادی و احساسات ضد نظام سیاسی، بر مشروعیت‌زدایی از دولت ایران تمرکز کرده و روایت‌های خود را برای مخاطبان فارسی‌زبان تنظیم کرده است. در مقابل، آکسیوس این درگیری را به عنوان یک عملیات نظامی قاطع رژیم و یک موضوع با اهمیت استراتژیک جهانی چارچوب‌بندی کرده و بر درک بین‌المللی از توازن قدرت منطقه‌ای و توانایی‌های نظامی ایران تأثیر گذاشته است. با وجود رویکردهای متفاوت، هر دو رسانه به روایتی پایدار از ایران به عنوان یک بازیگر مشکل‌ساز کمک کرده‌اند. این مطالعه بر ماهیت فراگیر جنگ شناختی در درگیری‌های مدرن تأکید می‌کند و نقش حیاتی سواد رسانه‌ای و روزنامه‌نگاری اخلاقی را در پیمایش محیط‌های اطلاعاتی پیچیده برجسته می‌سازد. توصیه‌ها شامل توسعه استراتژی‌های قوی مقابله با جنگ شناختی، حمایت از روزنامه‌نگاری مستقل و تقویت همکاری‌های بین‌المللی در زمینه اخلاق رسانه‌ای، در کنار پیشنهادات برای مقابله با جنگ شناختیی برای تحقیقات آینده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی به اتحاد غربی &amp;ndash; عبری در تقابل یا تثبیت صلح پایدار غرب آسیا بر اساس نظریه منازعه در جرم شناسی امنیت در دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ</title>
      <link>https://www.cogrps.ir/article_230777.html</link>
      <description>مقاله حاضر به دنبال آن است که با اتخاذ چارچوب نظریه منازعه در جرم‌شناسی امنیتی، به بررسی عمیق پیامدهای استراتژیک همکاری دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بر معادلات امنیتی غرب آسیا پرداخته است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که این اتحاد سیاسی با طراحی و اجرای برنامه‌ای نظام‌مند، صلح پایدار در منطقه را به مخاطره انداخته و الگوی جدیدی از بحران‌آفرینی سازمان‌یافته را پایه‌ریزی کرده است. با در نظر گرفتن مفروضات دوره اول ریاست جمهوری ترامپ در سطح کلان، این اتحاد با اتخاذ رویکردی یکجانبه‌گرا و نقض آشکار هنجارهای بین‌المللی، به بازتعریف قواعد بازی سیاسی در غرب آسیا پرداخت. انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس و به رسمیت شناختن حاکمیت رژیم بر بلندی‌های جولان، نمونه‌های بارزی از این سیاست‌گذاری‌های تحریک‌آمیز بودند که موازین حقوق بین‌الملل را به چالش کشیدند. در سطح عملیاتی، شاهد تشدید قابل توجه روند شهرکسازی در سرزمین‌های اشغالی و گسترش دامنه عملیات‌های نظامی علیه غیرنظامیان بودیم نمونه آن نقض آتش بس از سوی نتانیاهو به بهانه آزاد کردن دیگر اسیران باقیمانده جنگ 7 اکتبر 2023 بود. این اقدامات که با مشروعیت‌زدایی هدفمند از نهادهای بین‌المللی حامی حقوق فلسطینیان همراه شد، فضای سیاسی منطقه را به سمت تقابل بیشتر سوق داد. تحلیل جرم‌شناختی این پدیده نشانگر سه مکانیسم اصلی است: نخست، فرایند جرم‌سازی کنش‌های مشروع مقاومت که با برچسب‌زنی سیاسی همراه بود. دوم، عادی‌نمایی خشونت‌های سیستماتیک از طریق رسانه‌های جریان اصلی. و سوم، نهادینه‌سازی نظام تبعیض‌آمیز که در قالب قوانین ناعادلانه تجلی یافت. این یژوهش به‌دنبال یاسخ به این سؤال است که استراتژی مشترک ترامپ- نتانیاهو با ایجاد چرخه معیوب خشونت و واکنش، نه تنها موازین حقوق بین‌الملل را نقض کرده، بلکه معماری امنیتی منطقه را دگرگون ساخته است. نتیجتاً این اتحاد استراتژیک فوق الگوی خطرناکی از امنیت‌سازی تهاجمی را پایه‌ریزی کرده که تهدیدی جدی برای ثبات بلندمدت منطقه محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقدمه و شناسنامه علمی شماره چهارم</title>
      <link>https://www.cogrps.ir/article_236184.html</link>
      <description>مقدمه و شناسنامه علمی دوره دوم، شماره چهارم (شماره پیاپی 7)، فصلنامه شناخت پژوهی مطالعات سیاسی</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
